–متغیر وابسته: براساس توضیحات بالا، تعامل گروهی به عنوان موضوع، هنگامی که توسط نقش تکنولوژی(متغیر مستقل)، استان تهران (قید مکان) و سال1402 (قید زمان) تحدید شود، در نقش متغیر وابسته قرار میگیرد که تغییرات تکنولوژی باعث ایجاد تغییر در آن میشود.
– متغیر(های) مستقل: در عنوان پژوهشی بالا، تکنولوژی به عنوان متغیر مستقل که از هیچ متغیری تغییر نمیپذیرد اما هر تغییری در آن منجر به تغییر در متغیر وابسته میشود.
-قید مکان: متغیری که بهوسیله آن مشخص میگردد مسئله در چه مکانی اجرا میشود. و باید در عنوان آورده شود(عمدتاً عنوان پژوهشهای تحلیلی/ تبیینی).
-قید زمان: متغیری که بهوسیله آن مشخص میگردد مسئله در چه برههای از زمان اجرا میشود(عمدتاً عنوان پژوهشهای تحلیلی/ تبیینی).
از آنجایی که متغیرها، زیربنای شکلگیری عنوان، تدوین فرضیه و مبنای شرح مسئله و ساختن ابزار گردآوری و تحلیل دادهها هستند، در ادامه سطوح سنجش متغیرها و نقش آنها در پژوهش به طور مفصل شرح داده میشود.
5-2-1-1-4- متغیرهای مسئله و سطوح سنجش
همانگونه که در مبحث نقطه آغاز پژوهش گفته شد، مفاهیم انتزاعی برای غیرقابل تفسیر شدن و سنجشپذیری نیازمند خرد شدن به متغیرهایی هستند که برای نمونه (مشارکتکننده)، یک معنا داشته باشند. متغیر، اشاره به صفتی است که ویژگیها و مقادیر مختلفی به خود میگیرد. متناسب با همین ویژگیها و مقادیر، متغیرها را براساس سه ویژگی تقسیم میشوند: ماهیت، سطوح و کاربرد.(190 حبیبی)
براساس ماهیت به دو دسته کلی کیفی (گسسته) و کمی (پیوسته) تقسیم میشود. برحسب سطوح به چهار دسته اسمی، رتبهای، فاصلهای و نسبی تقسیم میشوند. برحسب کاربرد به سه دستهی تقابلی، مستقل/وابسته، کنترل کننده/ کنترل شونده و فعال/مقاوم(ارگانیکی، ویژگی، منفعل، غیرقابل دستکاری) سپس در هر دسته، دو سطح از هم تفکیک میشوند:
5-2-1-1-3-1-متغیر کیفی (گسسته)
آن دسته صفاتی که که در برگیرنده مفاهیمی با مقادیر کاملا مجزایی هستند که به هیچ شکلی امکان جمع شدن مقادیرشان وجود ندارد و توسط کدهای غیرعددی یا کدهای عددی که هیچ گونه معنای آماری ندارند از هم تفکیک میشوند، به متغیرهای کیفی معروفند. این دسته، شامل متغیرهای اسمی و رتبهای است.
3متغیر اسمی: متغیری کیفی که ویژگیهای مجزا و مستقلی به خود میگیرد، به نحوی که هیچ کدام از ویژگیها دیگری را در برنگیرد، یا تداخل پیدا نکند. به عبارتی یک ویژگی از آن متغیر، هم مانع ورود ویژگی دیگری به قلمرو خود شود؛ هم با دیگری جمع نشود. بهعنوان مثال وقتی از جنسیت افراد پرسیده میشود، جنسیت یک متغیر است که میتواند ویژگی مرد و زن بودن یا دختر و پسر بودن به خود بگیرد. در مقام پاسخگویی، مادامی که گزینهی زن یا دختر بودن انتخاب شد، بهمعنای مرد و پسر نبودن هست و مرزها و قلمرو آنها، هم مانع ورود دیگری هستند، هم امکان جمع بودن با هم وجود نخواهد داشت.
متغیر اسمی، میتواند دو سطحی یا دو وجهی مجزا یا چند وجهی مجزا باشد. متغیر سکونت را در نظر بگیرید. هنگامی که پاسخگو مخیر به انتخاب یکی از گزینههای شهر یا روستا میشود، متغیر اسمی دو وجهی است. اما مادامی که گزینههای عشایری، روستایی، شهری مطرح است یا هنگامی که از محل سکونت شهری پرسیده میشود، گزینههای شمال شهر، جنوب شهر، شرق شهر، غرب شهر و مرکز طرح میشود باز هم متغیر اسمی است؛ یا وقتی شغل به عنوان متغیر در نظر گرفته میشود و برای آن مهندس، پزشک، قاضی، معلم، کارمند و سایر تعیین میشود، همه متغیرهای اسمی از نوع چند مقداری است. اما ویژگی مشترک همه متغیرهای گفته شده، اسمی بودن و مانع و جامع بودن ویژگیهای طرح شده برای آنهاست.
3متغیر ترتیبی: یکی دیگر از متغیرهای که برای سنجش صفات کیفی کاربرد زیادی دارد، متغیر رتبهای است. این متغیر تمامی ویژگیهای متغیر اسمی را دارد، اما از آن فراتر میرود و ویژگی یا مقادیر را به صورت رتبهبندی شده و طبقهبندی شده مورد سنجش قرار میدهد. به عنوان مثال هنگامی که تحصیلات به عنوان متغیر در نظر گرفته میشود و برای آن مقادیر بیسواد، ابتدایی راهنمایی، دبیرستان، یا ابتدایی، متوسطه اول، متوسطه دوم، کارشناسی، ارشد و دکتری طرح میشود، یک متغیر رتبهای است که هرکدام نسبت به دیگری در طبقه و رتبهای قرار دارند. اما نکته مهم در این متغیر این است که فاصله رتبهها از هم مشخص نیست.
5-2-1-1-3-2-متغیر کمی (پیوسته)
آن دسته از صفاتی که در برگیرنده مقادیری هستند که با کمک مقادیر عددی شناخته میشوند، و این مقادیر عددی معنای آماری دارند، به متغیرهای کمی معروفند. از آنجایی که میتوانند مقادیر غیرصحیح (اعشاری) به خود بگیرند، پیوسته نامگذاری میشوند. این دسته شامل دو متغیرهای فاصلهای و نسبی است.
3متغیر فاصلهای: متغیری که برخودردار از ویژگیهای متغیر ترتیبی است. اما از آن فراتر رفته و فاصله میان رتبهها و طبقات را در مقادیر عددی بیان میکند که هم معنای آماری داشته باشند، هم کدهای اختصاص یافته مبنای محاسبات آماری است. به عنوان مثال وقتی سن به عنوان یک متغیر در نظر گرفته میشود؛ هنگامی برای مقادیر آن به طبقات مثلا 10 تا 20 سال، 21 تا30سال، 31تا 40 سال و… تعریف میشود، متغیر ترتیبی است. اما هنگامی در پاسخ یک عدد نوشته شود مثلا24 سال یا 23و 6 ماه، یک متغیر فاصلهای است. این متغیر با این که مسئلهی عدم وجود فاصله میان طبقات را برطرف کرد، اما به برابری یا نابرابری میان فاصلهها اشارهای نمیکند و این به این دلیل است که در آن صفر مطلق وجود ندارد. دمای هوا یک متغیر فاصلهای است چون محدود به صفر مطلق نیست، امکان بکار بردن تمام اعمال ریاضی و محاسباتی بر روی آن وجود ندارد. 3متغیر نسبی: بالاترین سطح متغیر که به دلیل وجود صفر مطلق، تمامی محاسبات آماری و عددی، درمورد آن اجرا میشود. هرچند در نرمافزارهای آماری و تحلیل پژوهشهای کمی متغیر فاصلهای و نسبی یکی در نظر گرفته میشوند.