منابع شناسایی مسئله

منابع شناسایی موضوع و مسئله

لازم به تکرار نیست که بگوییم هیچ پژوهشی از صفر شروع نمی­شود و دانش­های جدید بر پایه دانش­های قبلی استوار است. این توصیف که به ویژگی انباشتگی[1] علم موسوم است، به نوعی مبنای شناسایی مسئله­ی پژوهشی نیز هست. اما مسئله به طور مشخص از چه منابع و سرچشمه­هایی نشأت می­گیرد. در همین خصوص مهمترین منابع شناسایی مسئله توضیح داده می­شود.

3علاقه پژوهشگر: هیچ­گاه پیرامون مسئله­ای که علاقه ندارید، پژوهش نکنید. شاید گزاف نباشد اگر بگوییم پژوهش یک شَم است. افرادی که شم پژوهشی داشته باشند با وسواس و تیزبینی منحصربفرد، مسئله­ی پژوهشی را تشخیص و شناسایی می­کند. مادامی که این شَم پژوهشی با علاقه و تمایل درونی پژوهشگر همراه شود هیچ جزئیاتی در میدان و فرایند پژوهش پژوهش پنهان نمی­ماند. پژوهشگری که به مسئله­ای علاقه نداشته باشد، به مرور بی­انگیزه و خسته می­شود و حتا امکان گردآوری و تحلیل ناقض داده وجود دارد.

3دانش و تشخیص پژوهشگر: پژوهش در عین سادگی، حوزه­ای بسیار پیچیده و نیازمند دانش تخصصی است. قبل از هر نوشتنی ابتدا اصول مسئله­یابی را بیاموزید، سپس رویکردها و روش­های پژوهش و فنون تکنیک­های گردآوری و تحلیل داده­ها را فرابگیرید. عموماً به افراد و دانشجویان توصیه می­شود که برای پژوهش و مقاله پژوهشی شروع به نوشتن کنید، حتا اگر اشتباه بنویسید. این امر تا جایی که در همین حد یادگیری بماند، بلامانع می­باشد؛ اما برای پژوهش بنیادی، کاربردی و توسعه­ای در هر سطح و ساحتی نیازمند تسلط به تشخیص مسئله از یک مشکل سطحی، تبدیل موضوع به مسئله پژوهشی و چگونکی بکار بردن روش و ابزار مناسب برای استفاده در مراحل مختلف مسئله می­باشد.

وقتی گفته می­شود پژوهش نیازمند دانش و تشخیص است، بدین معنی است که بخش زیادی از مسائل نیازمند پژوهش در لایه­های پنهان زمینه و بستر موضوعات و محورهای پژوهشی است و تشخیص آنها از عهده افراد متخصص و با دانش برمی­آید. دیلون[3] برای بروز و حضور  مسئله و مسئله­یابی سه سطح را مطرح می­کند([i]):

3تجربه فردی: بخش زیادی از پژوهش­ها حاصل تجربه­ی زیسته علمی-اجتماعی فرد (پژوهشگر) است. معلم قبل از پرداختن به پژوهش سال­ها و ساعت­ها در کلاس درس مشغول تدریس است. فضای کلاس، محیط آموزشی، محتوای آموزشی و مجاورت با همکاران، تجربیات ارزشمندی است که پژوهشگر از لابلای آنها متوجه مسئله یا چالشی می­شود. این تجربیات می­تواند اولین بار توسط معلم-پژوهشگر مشاهده شود، یا مسئله­ای باشد که توصیف و تبیین ناقصی از آن انجام گرفته باشد و معلم با مشاهده مجدد آن را بررسی کند.

3پیشینه پژوهشی: پیشینه پژوهشی به دو شکل مبنای شناسایی و استخراج مسئله می­باشد. ­نخست اینکه پژوهش­ها و مطالعات تجربی­ی که پژوهشگران قبلی انجام داده­اند بستر غنی از مسائلی است که خوانندگان با مراجعه به آنها متوجه مسائلی می­شوند که هم در بخش پیشنهادات و محدودیت­های آن پژوهش اشاره شده است؛ هم خود پژوهش نکات آموزنده­ای برای پژوهشگر دارد. پژوهشگر با مراجعه به چنین پژوهش­هایی، هم می­تواند ضمن شناسایی نقاط ضعف آن مجدداً آن را بررسی کند، هم آن مسئله را در شرایط و موقعیت متفاوتی اجرا کند. دوم اینکه پژوهشگر با مطالعه مبانی و بنیان­های نظری و استخراج و استنتاج شاخص یا مقوله­ای آن را به مسئله­ای پژوهشی تبدیل می­کند.

3پژوهش­های گذشته: این منبع معادل تحلیل ثانویه است. داده­های پژوهش­های گذشته اطلاعات بسیار مهمی برای پژوهش­های ثانویه و فراتحلیل و می­باشند. پژوهشگر با مراجعه به پژوهش­های گذشته هم در بخش روش­شناختی هم در بخش یافته­ها، به تولید مسئله و نظریه دست می­زند.

3نیاز اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی: محیط اجتماعی، مسائل، تصمیمات ­و چالش­های سیاسی، تعارض­های فرهنگی و آموزشی، بحران­ها، رکود و نوسات اقتصادی، حوزه­ها و موضوعات نابی هستند که پژوهشگر دغدغه­مند با اندیشیدن در آسیب­های نمودیافته یا در حال بروز هرکدام، مسائل پژوهشی مورد علاقه خود را استخراج می­کند. ذهن و مسلک پژوهش­محوری، او را به سمت شناسایی آسیب­های هرکدام هدایت می­کند.

3دگرگونی­های تاریخی: بزنگاه­های تاریخی با خود فرصت­ها، چالش­ها و آسیب­های غیرقابل پیش­بینی می­آورد. اثراتی که این تحولات و دگرگونی­ها بر روی جامعه و محیط زندگی دارند، منجر به زایش مسائل بغرنجی می­شود که نیازمند شناسایی زمینه و شرایط درگیر کردن شمار قابل توجهی از انسان­ها به­صورت روشمند می­شود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *