– نظریه ­آزمایی (قیاس)

:

نمودار9: فرایند عملیاتی کردن مفهوم انتزاعی

 در جهت عکس استقرا، هنگامی که با کمک گرفتن از قوانین موجود، نظریه­ها و قضایایی، در پی بررسی، تبیین، تحلیل و توصیف پدیده یا مسئله باشیم؛ حرکت از یک امر کلی برای دست­یابی به نتایجی قابل تعمیم و اندازه­گیری حکایت دارد؛ آنچه در آغاز مبنا قرار گرفته است، قوانین کلی یا نظریه­های ساخته شده از مفاهیم انتزاعی است. برای شناخت و سنجش پذیر­کردن این مفاهیم انتزاعی، نیاز به خرد کردن و غیر قابل تفسیر کردن آنهاست. فرایند خردکردن و غیرقابل تفسیر کردن این مفاهیم انتزاعی را به پایین آمدن از نردبان انتزاع تعبیر می­کنیم. فرایند چنین عملیاتی به­صورت خطی اتفاق می‌افتد. بدین­گونه که ابتدا انتزاعی­ترین مفهوم به چند شاخص خردتر تقسیم می­شود، هر کدام از شاخص‌ها به تعدادی مُعَرِف خرد می­شوند. در ادامه هر کدام از معرف­ها (متغیر­ها) به گویه­های عینی، رفتاری و غیر قابل تفسیر و تبدیل می­شوند. ابزار سنجش از مجموع این گویه­ها[1] تشکیل می­شود.


[1] -به هرکدام از معرف یا پرسش­های پرسشنامه که به نهایت عملیاتی شدن رسیده است، به نحوی که خواننده بدون کوچکترین تفسیر و برداشت به رأی به آن پاسخ می­دهد گویه نام دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *