نظریه سازی

 برایشناخت و معرفت، همواره دو مسیر تجربی وجود دارد. یا در پی آن هستیم که به صورت اکتشافی با مشاهده مستقیم به فهمی انتزاعی دست یابیم که به ساخت نظریه منجر می­شود. یا با سنجش قوانین، نظریه و اصول کلی در شرایط و موقعیت­های مختلف، در پی تایید یا ابطال نظریه، یا تفسیر آن پدیده با کمک آن نظریه به طور کلی نظریه­آزمایی گام برمی­داریم.نظریه ­سازی (استقرا): هرگاه برای دست­یابی به شناخت از طریق رجوع مستقیم و دریافت اطلاعات مورد نیاز آگاهی و مشاهده­ی همراه با وارسی با تمام جزئیات، انتخاب گردد؛ استراتژی انتخابی، استقرایی است. در این حالت در اغلب موارد، به طراحی و ساخت نظریه پرداخته می­شود. هنگامی که مشاهده به حد نیاز انجام گرفت، به نحوی که مشاهده­گر بتواند یک و قضیه کلی صادر کند، فرایند نظریه­سازی آغاز شد. از آنجایی که در استقرا، داده­ها در نتیجه مشاهده بدست می­آیند؛ پژوهشگر از کنار هم قرار دادن داده­ها به مفهوم، ساختار و ربط معناداری میان اجزا برسد، به یک نظر یا مفهوم انتزاعی ساده دست پیدا می‌کند. اینکه فرد از جزئیاتی ساده و قابل مشاهده به سطحی انتزاعی و قابل تفسیر دست یابد که از آن با عنوان حرکت به سمت انتزاع یاد می کنیم.در این فرآیند بعد از گردآوری اطلاعات مشاهده­ای و متنی کردن آنها، در گام نخست نمایانگر معنایی جمله ­ها، سطرها، پاراگراف­ها و متن شناسایی و استخراج می­شود که به آن رمز یا کد گفته می­شود. در گام بعد و در سطح انتزاعی­تر از مجموعه رمز­های هم­حوزه، هم­راستا و نزدیک­معنا، مفاهیم کلی­تر ساخته می‌شود، به نحوی که در برگیرنده مفهومی تمام رمزها باشد که به آن مقوله گفته می­شود. در نهایت و در انتزاعی­ترین شکل ممکن، مفهومی از مقولات استخراج می شود که قابلیت تفسیر و بکارگیری در بافت متنی مختلف را داشته باشد و حتی می‌توان آن را به نظریه تبدیل کرد که مفهوم نامیده می­شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *