کراسول معتقد است پارادایم پژوهشهای تلفیقی، پارادایم عملگرایانه[2] است که به هیچ نوع موضع فلسفی تک محوری پایبند نیست3. او عنوان میکند که انتخابهای جبری بین پوزیتیویسم و تفسیرگرایی باید کنار گذاشته شوند؛ زیرا واقعیت را هم مفرد و هم چندگانه میبیند. پارادایم عملگرایانه از نگاه کراسول و کلارک4«کثرتگرایانه است و به سمت “آنچه کار میکند[3]” و عمل میکند». به عبارت دیگر، پراگماتیسم از روشهای متعددی استفاده میکند، اما استفاده() روشها باید همیشه بر اساس مسائل پژوهشی هدایت شود. برای دستیابی به اهداف تحقیق، هم به دانش عینی و هم به دانش ذهنی اهمیت داده شود. پژوهشگرانی که موضع عملگرایانه اتخاذ میکنند، این آزادی را دارند که روشها یا راهبردهای پژوهشی را انتخاب کنند که به بهترین وجه میتواند به پرسشهای آنها پاسخ دهد.
فیلزر5 نیز معتقد است که عملگرایی، شکاف کمی/کیفی را کنار میزند و جنگ پارادایمها را با پیشنهاد این که مهمترین سوال این است که آیا پژوهش به کشف آنچه پژوهشگر میخواهد بداند، منجر میشود یا خیر.، به پایان میرسد. بنابراین، انتخاب رویکرد عملگرایانه، در یک مطالعه، این است که به پژوهشگر اجازه داده شود که نگرشی کثرتگرایانه در گردآوری دادههای مختلف داشته باشد؛ تا بتواند به بهترین شیوه به پرسشهای پژوهش پاسخ دهد. در واقع، پژوهشگر عملگرا از طرحهای ترکیبی رویکردها و روشهای پژوهش استفاده میکند تا به مطلوب خود برسد. در یک طرح پژوهشی ترکیبی، رویکردهای پژوهش کیفی با کاوش از طریق ابزارهایی مانند مشاهده مشارکتکننده و غیره مشارکتی و مصاحبه به درک موقعیت و پدیده دست مییابد. در حالی که رویکردهای کمی با استفاده از ابزارهایی مانند نظرسنجی به استخراج یافتههای عینی مبادرت می ورزند.
[1] .مطالب مبحث جنبش آمیخته با تلخیص، تفسیر و برگردان مقاله:
Dawadi, S., Shrestha, S., & Giri, R. A. (2021). Mixed-Methods Research: A Discussion on its Types, Challenges, and Criticisms. Journal of Practical Studies in Education, 2(2), 25-36
[2] . pragmatism
[3]. what works.