جایگاه نظریه در پژوهش

نظریه[1]،گزاره علمی[2] و گفتار عامیانه[3]، هم در مبنا، هم در فرایند و نتیجه، با هم متفاوت هستند. هرچند برشمردن تفاوت­های این سه حوزه خارج از این بحث است؛ اما بی­ گمان خط تمیز هرسه، وجود یا نبود پژوهش در هرکدام از آنهاست. نظریه و گزاره علمی در نتیجه کنکاش، جستجو و پژوهش به سطحی می­ رسند که پذیرش آنها تا زمانی که بوسیله پژوهشی دیگر، به مرحله ابطال­ پذیری1 (که خود از نشانه­ های قدرت علم است)نرسند، امری محتوم و ناگزیر است. این دو حوزه دارای فرایندی خطی و پیش ­رونده، از مشخص شدن موضوع، طرح مسئله و پدیده مورد شناسایی شروع شده، به سنجش گمان ­ها (در سطح کمی) و پیش­گمان (در سطح کیفی) می­رسند. در نهایت در صورت تأیید یا رد گمان ­های اولیه، نظریه و گزاره ­ی علمی صادر می­شود. فرایندی که در آن، چارچوب بحث، در معیارهای سنجش دقت و اعتبار مشخص است؛ و دقیقاً واضح است که چه چیزی قرار است بررسی و شناسایی شود؛ و آیا اینکار دقیقا اتفاق افتاد، به نحوی که گمان ­های بدیل، مشابه یا متعارض در آنها دخیل نبوده ­اند؛ در حالی که ذات گفتار عامیانه، پراکندگی، گذار بودن و از این شاخه به آن شاخه پریدن هنگام هم­ صحبتی است. به­عبارتی پژوهش هم به­عنوان میدان علمی مستقل، هم به­عنوان معیار تولید، تأیید/ رد و ارزش­ گذاری ساحت­های دیگر علم و دفاع از آنها، نقش ایفا می­کند.


[1]– theory: مجموعه مفاهیم و قضایایی که برای فهم یک پدیده استفاده می­شود.

[2]-statement : اظهارهای برگرفته حوزه­های دانشی و علمی که در نتیجه فعالیت­های علمی درستی آنها تأیید شده است.

[3] -colloquial speech: صحبت­ها، اظهارها، و گفتگوهای محاوره­ای که افراد در زندگی روزمره و مباحثه­های دو نفره و چند نفره بدون ساختار و مبنا بکار می­برند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *