در تمام این مراحل اقدام پژوهی که در مطلب قبل آورده شد، یک محور کلیدی بیش از همه مورد توجه است و آن نقش پرسش در اقدام پژوهی است. به طور کلی هر پژوهشی با یه سوال آغاز میشود. در اقدام پژوهی بعد از شناسایی و تشخیص کانون مسئله، پژوهشگر یا معلم از خود میپرسد چرا چنین است؟ چه عواملی ای باعث بروز این مسئله شد. این پرسشها او را وامی دارد که متغیرهایی را پیرامون مسئله شناسایی و اطلاعاتی را گردآوری کند. فارغ از حجم و جهت گیری پرسشها، در اقدام پژوهی نیاز به پرسشهایی دارید که پاسخ آنها با بله و خیر داده نشود؛ بلکه پرسشهایی که باید میان دو سطح گذشته و آینده یا زمینه و پیامد پل برقرار کنند.
=زمینه، مانند رابطه دانش آموز و معلم، میزان علاقه و انگیزه دانش آموز، محتوا و برنامه درسی نامرتبط و ضعف پایه.
=پیامد مانند کاهش مشارکت و نقش پذیری از دست دادن فرصتهای آینده
بعد از اینکه پرسشهای ما شکل گرفت. دغدغه اصلی پژوهشگران بخصوص کم تجربه ها این است: دادهها و گردآوری اطلاعات مورد نیازمان را از کجا گردآوری کنیم؟ چی بپرسیم؟ جنس پرسش ها تعیین می کند ما به دنبال چه چیزی هستیم.
با اینکه در اقدام پژوهی همانند سایر روشهای پژوهش میتوان از هر دو رویکرد کمی و کیفی استفاده کرد فعالیتهای اقدام پژوهی از رویکرد کیفی استفاده میشود دادههایی که با هر کدام از این دو رویکرد گردآوری شود باید بر اساس یک استراتژی مشخص جهتگیری خود را نمایان سازد این از طریق پرسشهای متناسب با قلمرو مسئله و پدیده مورد بررسی فراهم میشود پرسشهایی مانند
+چه این دادهها گردآوری میشود؟ دادههای دقیقاً گردآوری میشود؟
+داده ه کجا و چه زمانی و برای چه دوره زمانی گردآوری میشود؟
+چه کسی دادهها را گردآوری میکند؟
+داده هاچگونه تجزیه و تحلیل میشوند؟