کارکردهای پژوهش در آموزش(قسمت سوم)

پر کردن شکاف میان ساحت های درون دانشی و بین دانشی:هر چه از طریق رشد حوزه ­های دانشی مختلف بر معلومات پدیده ­ها اضافه شد مسائل و مجهولات بیشتری کشف و پدیدار گشت که بررسی و شناخت آنها نیازمند حوزه­ دانشی مختص خود بود. با وجود این، ذات علم، فارغ از نحله ­ها و حوزه‌های مختلف کلیات مشترکی دارد. اینکه همه علوم در ذات خود قابلیت رد یا تأیید را دارند و همه آنها در نتیجه مواجهه با مسئله شکل می‌گیرند و گسترش می­یابند.

اما در درون یک نحله یا حوزه دانشی، زیر-مسائل و چالش‌های درون حوزه‌ای وجود دارد که باید برای رفع آنها هم به مبنای پارادایمی خود پایبند باشند؛ هم بتوانند باکمک استراتژی­ های سازگار پژوهشیِ درون حوزه­ای مسائل را شناسایی و هم ­راستا با مبنای خود، تغییر و گزارش دهد. منطق پژوهش بر پایه اصل تحدید (موضوع، روش، زمان، مکان) استوار است. چه بسا انبوه مسائلی در درون یک حوزه یا میدان دانشی به وجود ‌آید که نیازمند استفاده از روش ­های مختلفی که وابسته به پارادایم متفاوتی باشند و برای شناسایی و حل آن مسائل، مورد استفاده قرار گیرند؛ تا از این طریق تضادها و شکاف‌های مسئله‌ای و اطلاعاتی را تشخیص و غربالگری کنند. با توجه به شاخصه­ های مشترکی که میان حوزه‌ها و نحله­ های مختلف علمی وجود دارد؛ گاهی یک حوزه، از داده ­های حوزه علمی دیگر استفاده می­کند یا از همان روشی استفاده می­کند که علوم دیگر از همان روش برای پدیده یا مسئله­ ای متفاوت استفاده می­کنند. پژوهش با به کارگیری روش واحد برای شناسایی مسائل متفاوت و در مورد پدیده ­ها و موقعیت­های متفاوت، و استفاده از یافته­ ها و اکتشافات یک حوزه علمی برای تحلیل، تفسیر، تبیین و نتیجه­گیری در یک حوزه علمی دیگر، شکاف بین دانشی ساحت­ های علم را پر می­کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *