گسترش روشها، اندیشه ها و ورود به مرزهای دانش با بسط دادن ایده ها و عرصه ها: علم برای علم، علم برای زندگی اجتماعی و علم برای کشف ناشناختهها، سه حوزه از فعالیتهای دانشی علم به شمار میروند، که موجودیت و رسالت علم، شناسایی آنها و مسائل شان، رفع نیازهای آنها و ترسیم چشمانداز برای آنهاست. اما علم خود نیازمند بکارگیری ابزاری است که بتواند با اطمینان و قاطعیت (حداقل موقت و نسبی) نظریه و قانون تولید کند. تولید روش، اندیشه و ایده که ذاتی علم محسوب میشود به وسیله یکی از میدانهای علم، یعنی میدان پژوهش میسر خواهد شد. به عبارتی، پژوهش پیوسته به سنجش، آزمایش، ابطال و ارائه ایده ها، ساحتها و کنشگران میپردازد که تماما رویکردی آینده نگرانه و آینده پژوهانه دارد. حتا زمانی که پژوهش به تلفیق و ترکیب، ایده ها، روشها و ابزارها میپردازد، در پی تولید سنتزی از آنهاست که قلمرو دانش را به جلو ببرد. مسیری که هر حوزه برای لحاظ کردن متغیر زمان، در قلمرو خود طی میکند، بر پایه شناسایی مسائل و میزان قابل استفاده بودن الگوها، نظریه ها و قوانین آن حوزه در شناخت واقعیات است.
جستجو کردن و پژوهش، فعالیتی با کارکرد دوگانه است که علاوه بر اینکه به شناسایی مسائل می پردازد، در یک جهت، به چگونگی استفاده از روشها، شیوه ها و ایدههای خاصی در موقعیت خاص و شناسایی مسائل توجه دارد؛ در جهت دیگر به سنجش عدم کارایی روش، شیوه، یا نظریه ای در شناسایی و حل مسئله میپردازد و از این طریق ابطال یا بیکارکردی یک روش، نظریه و ایدهای را نمایان می سازد. پژوهش در فرایند مواجهه با مسئله یا تبیین و تفسیر نظریه و ایده هم شیوه و روش جدیدی برای حل آن مسئله و موارد مشابه معرفی میکند؛ هم میتواند با شرح و تفسیر نظری از ایده های مطرح شده در یک حوزه دانشی، روش و موضوع آن را به سمت مرزهای دانش هدایت کند. به عبارتی پژوهش توصیف و تبیینگر گذشته است؛ حلال مسائل موجود است؛ تفسیر و پدیدآورنده روشها و ایده ها و نظریه های متفاوت از قبل است، تا جایی که ضرورت ایجاب کند، انقلاب علمی و دانش جدیدی به وجود آید.