نقطه آغاز پژوهش:مشاهده یا نظریه ( قسمت اول):

نقطه آغاز پژوهش

 برای شناخت و معرفت، همواره دو مسیر تجربی وجود دارد: یا در پی آن هستیم که به صورت اکتشافی با مشاهده مستقیم به فهمی انتزاعی دست یابیم که به ساخت نظریه منجر می­شود. یا با سنجش قوانین، نظریه و اصول کلی در شرایط و موقعیت­های مختلف، در پی تایید یا ابطال نظریه و تفسیر آن پدیده با کمک آن نظریه  باشیم، در مسیر نظریه­آزمایی گام برمی­داریم.

4-2-1-نظریه ­سازی (استقرا)

نمودار7: رسیدن به مفهوم نظری

 هرگاه برای دست­یابی به شناخت، شیوه­ی رجوع مستقیم و دریافت اطلاعات مورد نیاز برای آگاه شدن از طریق مشاهده­ی همراه با وارسی با تمام جزئیات، انتخاب گردد؛ استراتژی انتخابی، استقرایی است. در این حالت در اغلب موارد، به طراحی و ساخت نظریه پرداخته می­شود. هنگامی که مشاهده به حد نیاز انجام گرفت، به نحوی که مشاهده­گر بتواند یک قضیه کلی صادر کند، فرایند نظریه­سازی آغاز شد. از آنجایی که در استقرا، داده­ها در نتیجه مشاهده بدست می­آیند؛ پژوهشگر از کنار هم قرار دادن داده­ها به مفهوم، ساختار و ربط معناداری میان اجزا برسد، به یک نظر یا مفهوم انتزاعی ساده دست پیدا کرده است. فرایندی را که پژوهشگر از جزئیاتی ساده و قابل مشاهده، به سطحی انتزاعی و قابل تفسیر دست یابد، به «حرکت به سمت انتزاع» تعبیر می­شود. در این فرآیند بعد از گردآوری اطلاعات مشاهده­ای و متنی کردن آنها، در گام نخست نمایانگرهای معنایی جمله­ها، سطرها، پاراگراف­ها و متن شناسایی و استخراج می­شود که به آن رمز یا کد گفته می­شود. در گام بعد و در سطح انتزاعی­تر از مجموعه رمز­های هم­حوزه، هم­راستا و نزدیک­-معنا، مفاهیم کلی­تر ساخته می‌شود، به نحوی که در برگیرنده مفهومی تمام رمزها باشد، مقوله گفته می­شود. در نهایت و در انتزاعی­ترین شکل ممکن، سطحی انتزاعی از مقولات استخراج می شود که قابلیت تفسیر و بکارگیری در بافت متنی مختلف را داشته باشد و حتی می‌توان آن را به نظریه تبدیل کرد که مفهوم نامیده می­شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *