برگی از کتاب بنیان های پژوهش در آموزش(این قسمت: معلم چگونه موضوع پژوهش می شود)

3معلم: کنشگر دیگری که عمدتاً در کنار امر آموزش و تدریس، به‌عنوان پژوهشگر حوزه‌های آموزش و پرورش شناخته می‌شود، معلم است. در گفتار اول اشاره شد که، معلم پژوهش-محور، چگونه به‌عنوان تسهیل‌کننده و با شگردهای موقعیت‌سنج، تشخیصی و هدایت‌گر، هم در مباحث تدریس، هم در محورهای مهارتی، دانش‌آموزان را به سمت پژوهش و جستجو کردن هدایت می‌کند. در این مبحث، معلم، به‌عنوان ابژه‌ای که خود موضوع پژوهش است، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این حوزه پرسش‌های متعددی مطرح است: اینکه معلم چه نگرشی به آموزش دارد؟ چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ از چه راهبردها و استراتژی‌هایی در تدریس و آموزش استفاده می‌کند؟ این استراتژی‌ها چه میزان متناسب با اهداف آموزشی است و چه میزان موفقیت‌آمیز است؟ عمدتاً در پی تربیت و پرورش چه نوع شهروند و کنشگری است؟ چه میزان از دانش آموزشی و پژوهشی روز برخوردار است؟ این دانش او چه میزان تقویت کننده هویت‌های ملی، تاریخی و اجتماعی کودک است؟ چه نگرشی به مسائل تربیت ارزش‌مدارانه، تربیت زیست‌محیطی، تربیت آینده‌نگر، آموزش الکترونیکی و مجازی دارد؟ و چه میزان آنها را در کار خود لحاظ می‌کند؟، تنها تعدادی از پرسش‌های مسئله‌ساز، در هنگامِ در معرض پژوهش قرار دادن معلم است. پاسخ پژوهش-مبنا به هرکدام از این پرسش‌ها، موضع‌گیری معلم را در ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی مشخص می‌کند.

 **اینکه در فرایند پژوهش اکتشاف شود که در پی تربیت دینی، قومی یا محلی است، یا به دنبال تربیت سکولار، جهانی و فرامرزی است، رویکرد هستی‌شناسانۀ او مشخص می‌شود؛

**اینکه مشخص گردد که میزانی از اختیار، آزادی، اراده و تصمیم‌گیری خودمحور برای فعالیت‌های دانش‌آموزان دارد، یا با رویکردی جبری معتقد به تربیت خاصی از یادگیری است و فراگیران مجبور به یادگیری و نهادینه کردن منویات او باشند، موضع‌گیری انسان‌شناختی او را مشخص می‌کند.

**اینکه برای یادگیری و تربیت دانش‌آموزان از منطق روش‌های علمیِ پوزیتیویستی و تجربی و تفسیری و تأویلی استفاده می‌کند، یا دانش‌آموزان را به سمت و سوی منابع دیگر کسب آگاهی همچون شهود، الهام و وحی هدایت کند، رویکرد معرفت‌شناسانه او را مشخص می‌کند.

6 thoughts on “برگی از کتاب بنیان های پژوهش در آموزش(این قسمت: معلم چگونه موضوع پژوهش می شود)”

  1. بنظر من در این دنیای نا متناهی دانش آموزان باید ابتدا خودشناسی بیاموزند. سپس جهان شناسی و خدا شناسی.
    اونها این پیچیدگی را درک نمیکنند فقط یادگیری قوانین انسانی و الهی میتواند آنهارا جهت دهد.

  2. مطلب جالب و مفیدی بود.

    بله رویکرد معلم نشانگر وجوه و ابعاد مختلف شناختی و آموزشی و اهداف یشان در مقوله آموزش می‌باشد.

  3. با توجه به این دانش نمایه به نظرم مهم است که درباره این فکر کنیم که معلم‌ها فقط کسانی نیستند که تدریس می‌کنند، بلکه خودشان هم می‌توانند موضوع پژوهش باشند. چیزهایی مثل اینکه معلم چه رویکردی به آموزش دارد یا چقدر به دانش‌آموزان آزادی می‌دهد تا خودشان یاد بگیرند، به‌شدت روی تجربه ما در مدرسه تأثیر می‌گذارد. از دید من، معلمی که به جای مجبور کردن، ما را تشویق می‌کند که خودمان تحقیق کنیم و جواب‌ها را پیدا کنیم، خیلی بهتر است. همچنین، اینکه معلم‌ها چه نگرشی به آینده، محیط زیست، یا حتی تکنولوژی دارند، می‌تواند دنیای ما را شکل دهد. وقتی معلمی ما را به تفکر درباره این مسائل هدایت می‌کند، انگار داره ما رو برای زندگی در دنیای واقعی آماده می‌کنه.

پاسخ دادن به امین حسنوند لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *